تبليغاتX
رصدخانه!
 
سیاسی- اجتماعی-فرهنگی-ادب و هنر
 

 

رییس ستاد انتخابات جبهه مشارکت استان ایلام خبر داد

تدوین برنامه بومی ستاد انتخابات ریاست جمهوری دهم

مهندس مجید بگ نظری، نداشتن برنامه ای بومی که منطبق با واقعیتهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی استانهایی که شعب احزاب سراسری در آن فعالیت می نمایند باشد را یکی از نقاط ضعف احزاب مختلف استانها دانست و تصریح نمود: متأسفانه علیرغم گذشت 30 سال از انقلاب اسلامی ایران و برگزاری انتخاباتهای مختلف و متنوع در استان، هنوز شاهد کم برنامگی و گاها بی برنامگی احزاب و ستادهای انتخاباتی هستیم بطوریکه اکثریت برنامه های انتخاباتی در دقیقه نود همراه با تناقضات و کمبودهای فراوان برگزار می شود و تاکنون نیز هیچ حزبی اعم از اصلاح طلب یا اصولگرا در راستای رفع این معضل که همیشه از آن رنج می برند اقدام خاصی ننموده است.

ایشان ادامه داد: به همین دلیل بیشتر برنامه های ستادهای انتخاباتی جناحهای مختلف خصوصا در انتخابات ریاست جمهوری بطور دیکته از مرکز اعلام و بصورت فرمالیته به جهت رفع تکلیف تشکیلاتی برگزار می گردند که این خود آفتی خطرناک بوده که مانع از تعمیق فرهنگ تحزب و شناسایی نشدن احزاب و اندیشه های آنان در جامعه شده است؛ چرا که بسیاری از برنامه هایی که توسط مرکز به ستادهای استانها ابلاغ می شوند تمامی نقاط کشور را بطور یکسان در نظر گرفته و واقعیتهای جغرافیایی، تاریخی، فرهنگی و اجتماعی مناطق در آن لحاظ نشده است و به همین دلیل امکان عملی ساختن بسیاری از این برنامه ها در برخی استانها مانند ایلام که تفاوتهای چشمگیری با مرکزنشینان دارند وجود ندارد و اعضای ستاد و مسئولین آنها هم برای رفع تکلیف تشکیلاتی بصورت صوری اقدام به تشکیل و نامگذاری آن می نمایند؛ بطوریکه پس از اتمام زمان رسمی فعالیتها اکثریت آراء نه بر اساس شناخت از اهداف و برنامه های کاندیداها و احزاب حامی و پشتیبان آنها بلکه به دلایلی کاملاً سطحی و عامیانه به صندوقها ریخته خواهند شد.

وی گفت: در صورتیکه اگر انتخابات و زمان ابتدا تا انتهای آن بخوبی مدیریت شود بهترین موقعیت برای شناساندن نقش، جایگاه و اهداف و برنامه های احزاب در سطح جامعه خصوصاً برای اصلاح طلبان که دارای تریبونهای اندکی در جامعه هستند می باشد.

رئیس ستاد انتخابات جبهه مشارکت استان ایلام اظهار داشت: در جهت رفع این مشکل به همراه دوستانمان در ستاد انتخابات جبهه مشارکت استان در حال مطالعه، بررسی و تدوین برنامه جامع ستاد انتخابات اصلاح طلبان استان در انتخابات ریاست جمهوری دهم و سایر انتخاباتها هستیم شاید بتوانیم برخی از ضعفهایی را که ذکرشان رفت برطرف نمائیم.

ایشان ادامه دااد: در این برنامهی جامع، چارت سازمانی ستاد و کمیته های آن منطبق بر وضعیت خاص اجتماعی و فرهنگی استان، زمان و مکان و سخنرانان ملی و محلی همایشهای انتخاباتی، نحوه ارتباط و تعامل ستادهای شهرستانها، بخشها و روستاهای استان با همدیگر  و ... دیده خواهد شد. 

مهندس بگ نظری در پایان، کار صورت گرفته برای تدوین این برنامه را تاکنون حدود  نفر ساعت80 ساعت اعلام و بیان کرد: پیش بینی می شود تکمیل نهایی این برنامه تا اواخر بهمن ماه امسال و صرف زمانی حدود 160 نفر ساعت دیگر ادامه داشته باشد که پس از تدوین جهت تصویب به دفتر جبهه مشارکت استان و همچنین شورای عالی اصلاح طلبان در استان ارسال خواهد شد.

  نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 13:19  توسط مجید بگ نظری  | 

 

 

غم انگیزترین و مفرح ترین اخبار را طی دوهفته گذشته در چند سطر خلاصه می کنم:

 

* روز شنبه هفته گذشته یعنی 14 دیماه 87 بطور ناگهانی خبر درگذشت زنده یاد ماشالله رشنوادی، پیر مطبوعات ایلام که بیش از 40 سال سابقه کار خبرنگاری و اطلاع رسانی را در کارنامه خویش داشت همه ی مطبوعات و خصوصا حقیر را متأثر و متألم نمود؛ چرا که بنده علیرغم فاصله ی سنی زیاد با این فقید بزرگوار از جمله کسانی بودم که ارتباط نزدیک و صمیمی با این مرحوم داشتم؛ حداقل روزی دو یا سه بار بواسطه قرابت فضای فیزیکی کارمان با هم به ایشان سر میزدم؛ بیش از این نمیتونم بنویسم؛ روحش شاد و یادش گرامی باد.

* دیروز یعنی شنبه 21 دیماه 87 نیز خبر درگذشت ابوی همفکر عزیزمان جناب مهندس مرتضا دارایی و حضور در مراسم تشییع و به خاکسپاری ایشان و ضجه زدنهای همفکرمان از فراغ پدر فقیدشان بسیار اندوهگینمان نمود؛ برای این مرحوم نیز آرزوی علو درجات و برای دوست خودمان دارایی عزیز صبر و تحمل آرزومندیم.

* دیروز پس از شنیدن اسامی کسانی که قرار است در دیدار فردا دوشنبه 23 دیماه با سیدمحمد خاتمی بعنوان نماینده استان در دیدار با حضرت ایشان صحبت کنند بسیار خشکم زد! ضمن احترامی که برای همه آنها قائلم اما از 6 نفر فقط یک نفر آنها حزبی بود و بقیه افراد غیرحزبی بودند؛ این هم از اصلاحات و دموکراسی که رکن اساسیش حزب و تحزب است!!! البته جالبتر اینکه از این افراد سه نفرشان اصلا در استان ایلام حضور ندارند!!! البته حتمن نماینده ایلامن دیگه!

*   امشب پس از شنیدن خبر سیمای مرکز استان مبنی بر بارش برف ابتدا بسیار متحیر شدم؛ اما پس از گشودن پنجره های محبس خویش با دانه های بلورین برف، این نعمت بی بدیل خداوندگار خرد و تدبیر بسیار خوشحال و مسرور شدم؛ چرا که مدتها بود که هر صبح به امید آمدنش پنجره را باز می کردم و به بیرون نگاهی می انداختم اما همیشه دماغم می سوخت! آمدنش را برای تمامی همشهریان به فال نیک میگیریم و قدومش مبارک.

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 22:36  توسط مجید بگ نظری  | 

 

به همت شاخه جوانان جبهه مشارکت منطقه ایلام برگزار گردید؛

مراسم عزاداری سرور و سالار شهیدان اباعبدالله الحسین(ع)

به مناسبت چهارمین شب ماه محرم، مراسم عزاداری اباعبدالله الحسین(ع) و یاران وفادارش به همت شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی منطقه ایلام برگزار گردید.

این مراسم در ادامه سلسله مراسمات مذهبی جبهه مشارکت منطقه ایلام با حضور احزاب و شخصیتهای اصلاح طلب استان در محل سالن اجتماعات جبهه مشارکت منطقه ایلام رأس ساعت 9 شب با نوحه خوانی، سینه زنی و مداحی توسط مداحان اهل بیت شروع گردید؛ سپس با قرائت مقاله توسط عبدالصاحب ناصری از فرهنگیان اصلاح طلب استان با عنوان «امام حسین(ع) و اصلاحات» ادامه یافت.

در ادامه این مراسم معنوی و پرفیض، حجت الاسلام حاج آقا هواسی از روحانیون اصلاح طلب استان به ارائه سخنرانی با محوریت فرازهایی از فلسفه قیام عاشورا ادامه یافت و ایشان در پایان با روضه خوانی حال و هوای مجلس را عرفانی تر نمودند.

اکثریت اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی استان، حزب اعتماد ملی استان، بنیاد باران شاخه ایلام، انجمن صنفی معلمان و شخصیتهای شاخص اصلاح طلب استان در این مراسم عزاداری حضور داشتند.

لازم به ذکر است در ادامه این جلسات، شنبه شب جبهه مشارکت ایران اسلامی به مناسبت گرامیداشت یاد و خاطره شهدای کربلا و ششمین شب ماه محرم رأس ساعت 5/ 8 شب در محل سالن اجتماعات این حزب واقع در خیابان اشرفی اصفهانی مراسم مشابهی را برگزار خواهد نمود؛ همچنین قرار است یکشنبه شب حزب اعتماد ملی نیز در محل دفتر خویش مراسم هفتمین شب ماه محرم را میزبان اصلاح طلبان استان و سایر اقشار مردم بزرگوار استان باشد.

 

  نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 0:7  توسط مجید بگ نظری  | 

در گفتگو با نورالدین رحیمی عنوان شد

اصلاحات و آسیبهای آن

نگاه اول: هر جريان، تفكر و ايده اي كه مدام و فقط از سر تعصب به گذشته خويش ببالد و در تلاش نباشد تا بلكه با شناسايي آسيبها و نقصهاي فعاليت خويش در دوران مختلف به فكر اصلاح و رفع آنها بپردازد قطعاً آينده ي خويش را با مشكلات و بحرانهاي عديده‌اي روبرو خواهد ساخت و اصلاح طلبان را گريزي نيست مگر اين که در فضايي كاملا آرام و منطقي ايستاده و به اصلاح گفتمان خويش بپردازند؛ چه اگر اصلاح طلبي قادر به اصلاح خود نباشد »اصلاح طلبي« و »اصلاحات« لفظ بي‌مسمايي بوده و ردايي است که بر قامت آنان نمي ايستد.
متأسفانه در مطبوعات استان و در طول سالهاي گذشته كمتر ضرورت پرداختن به آسيبهاي اصلاحات و جريان اصيل اصلاح‌گري احساس شده است. هفته‌نامه شكوه آزادي در راستاي پرداختن به اين مهم و با نيت پاكسازي اين جريان متعالي از ناخالصيها و شناساندن نقاط ضعف آن به صاحبان انديشه به قصد اصلاح و بهبود در تلاش است تا سلسله مباحثي را با عنوان»آسيب‌شناسي اصلاحات با نگاه ويژه به استان ايلام« را با حضور فعالان عرصه‌هاي مختلف بررسي نمايد؛ در ابتداي اين سلسله مباحث، گفتگويي انجام شده است با نورالدين رحيمي مدرس مراكز آموزش عالي و فعال سياسي و فرهنگي كه اميد است در نظر خوانندگان مفيد واقع شود.

مصاحبه از: مجید بگ نظری

در ابتدا ضمن تشکر از شما که وقتتان را در اختيار خوانندگان هفته نامه قرار داديد به ضرورت آسيب‌شناسي جريان اصلاحات نگاهي گذرا داشته باشيد‌؟
با سلام خدمت شما و مخاطبان بزرگوارتان، بايد عرض کنم که موضوع اصلاحات و آسيب‌شناسي آن در روزگار فعلي ما يكي از ضروريات است چرا كه عليرغم قدمت يکصد ساله اصلاح طلبي در ايران، به هر حال ما در يك دوره‌اي از تاريخ انقلابمان حداقل در مدت‌8 سال بحث اصلاحات را بصورت عملي داشتيم و اصلاح طلبان وارد بدنه‌ي سياسي و مديريتي كشور شدند و در واقع سكاندار حركات سياسي‌، اقتصادي و فرهنگي كشور بودند؛ بنابراين براي روي كارآمدن دوباره تفكر اصلاح‌طلبي و اصلاحات به سطح مديريت كلان بايستي اين موضوع و اين مهم به خوبي بررسي شود و آسيب‌شناسي شود تا ما بتوانيم بر اساس نظرياتي كه از اين آسيب‌شناسي بدست مي‌آيد به بهينه‌سازي حركت اصلاح‌طلبي براي ساختن آينده‌ي كشور كمك كنيم‌.
بعضي‌ها معتقدند كه آسيب‌شناسي جريان اصلاحات باعث تضعيف خوديها و تقويت مخالفان مي‌شود شما تا چه حد با اين نظريه موافقيد؟
متأسفانه اينجور افكاري در سطح وسيعي در ميان مديراني كه خود را وابسته به قدرت مي‌دانند فقط مطرح مي‌شود و در سطح روشنفكري و مباحث روشنفكرانه مطرح نيست ونبايد هم مطرح شود؛ چرا كه اساساً آسيب‌شناسي هر جرياني به نفع آن جريان تمام خواهد شد؛چه برسد به اصلاحات كه مدعي جامعه‌سازي است؛ اگرچه شايد هم در مقاطعي رقبا آنرا دستاويز قرار دهند. هر حركتي خالي از نقص نيست و هر جرياني دچار آسيب‌هايي خواهد شد و جريان اصلاحات هم از اين قاعده مستثني نيست‌.
مهمترين آسيب اصلاحات با نگاه و ي‍ژه به استان ايلام‌ را در چه مي بينيد؟
آسيب‌هايي كه در استان ايلام مي‌شود براي اصلاحات رديف كرد متأسفانه زياد هست‌. علاوه بر آسيب‌هاي ملي که به تبعِ آن در استان وجود دارد آسيب‌هاي منطقه‌اي هم به اصلاحات وارد شد‌. عقب‌ماندگي‌هاي اقتصادي قبل از انقلاب و پس از آن مسئله جنگ همه باعث شد انتظارات مردم براي بازسازي و در مسير توسعه قرار گرفتن زياد شود و درست زماني اين امر اتفاق افتاد كه از دوره‌ي سازندگي كه نيم‌بند در استان اجرا شد وارد دوره مديريت اصلاحات شديم و اين موضوع باعث شد انتظار مردم براي بهسازي جامعه و حركت به سمت توسعه همه جانبه زياد شود و متأسفانه در اين زمينه وقتي مردم بعد از‌8 سال به همه اهداف و آرزوهاي خودشان در زمينه‌ي توسعه نرسيدند احساس كردند ضعف در درون حركت اصلاح‌طلبي وجود دارد‌! بخصوص اينكه اصلاح‌طلبان و مديريت اصلاحات در استان ايلام مجبور بودند همزمان با توسعه اقتصادي، بخش ديگري از انرژي و توان خويش را در زمينه توسعه سياسي و رفع حداقلي موانع خاص آن صرف نمايند‌؛ يعني همزمان و در يك مقطع در دو جبهه درگير بود‌؛ از طرفي بايد پاسخگوي عقب‌ماندگي‌هاي مختلف در استان مي‌بودند و از طرف ديگر هماهنگ با مركز پروسه اصلاحات و شاخصه هايي همچون جامعه مدني و توسعه سياسي را در پيش مي‌گرفتند.
توانستند در هر دو زمينه ي سياسي و اقتصادي در استان موفق باشند؟
در زمينه توسعه سياسي اگر چه برخي کارها صورت گرفت اما نمي توان عنوان موفقيت را به آنها اطلاق کرد ولي عليرغم افزايش سطح انتظارات مردم از جريان و مديريت اصلاحات كه انتظار داشتند طي 8 سال همه‌ي مشكلات استاني حل شود خوشبختانه در دوران اصلاحات خدمات زيربنايي و اساسي بخصوص در بحث گاز، پتروشيمي و راهسازي صورت گرفت‌.
برگرديم به آسيب شناسي خودمان؟!
آسيب‌ بعدي اصلاحات در استان‌، عدم اطمينان نيروهاي سياسي به همديگر بود‌؛ نيروهاي سياسي جبهه اصلاحات خيلي به هم نزديک نشدند و هر كدام بحث خود را داشتند‌.
فكر مي‌كنيد دليل اين بي‌اعتمادي در چه بود‌؟
يكي از دلايل اين بود كه ما در استان ايلام كار پخته‌ي سياسي انجام نداديم؛ يعني روش‌هاي هدفمند سياست‌مابانه و حزب‌گرايانه در ايلام شكل نگرفته بود‌. بيشتر حركت‌هاي سياسي، محفلي بود‌؛ تمرين محفلي‌گرايي بخصوص در استان ايلام بسيار رنگ غليظي داشت و با وجود پذيرش برخي از احزاب در طول ساليان دوره اصلاحات‌، باز اين بحث محفل‌گرايي و رجوع به افراد و شب‌نشيني‌ها و رفتارهاي غيردموكراتيك و غيرحزبي در ميان حتي كساني كه ادعاي اصلاح‌طلبي داشتند رواج زيادي داشت و اين باعث شد خيلي از اصلاح‌طلبان واقعي يا دنباله‌رو محفل‌نشينان شوند يا اينكه نسبت به آنها و عملكرد محفليشان بدبين شوند‌.
فكر مي‌كنيد هنوز محفل‌گرايي در استان وجود دارد‌؟
من اعتقادم اين است كه محفل‌گرايي همچنان هست و خواهد بود چرا كه متاسفانه در كل ايران »تحزب« به معناي واقعي كلمه شكل نخواهد گرفت؛ علت آن است كه ما در جامعه‌ي عام زندگي مي‌كنيم و جامعه‌ي عام‌زده‌، حركت‌هاي عوام‌پسندانه مي‌خواهد؛ بنابراين هر وقت يكي از حركت‌هاي شكل‌يافته‌ي حزبي بخواهد حركتي را انجام دهد بايد مجوز فعاليت از طرف محفليها داشته باشد و اين يك آسيب بزرگ است كه برخي افراد محفلِ نشين صاحب نفوذ مي‌توانند به جاي يك حزب گسترده‌ي بسيار قوي عمل كنند و مردم هم به اين نتيجه رسيده‌اند كه ما بيشتر به مجالس و محافل رجوع مي‌كنيم تا احزاب‌.
به نظر شما اين محفل‌گرايي فقط در مركز وجود دارد يا در استان هم با آن روبرو هستيم؟ و اينكه چرا برخي‌ها حاضر نيستند كه در قالب احزاب، حركت‌هاي سياسي را انجام دهند‌؟
بخشي از اين قضيه به فرهنگ جامعه‌ي ما كه حزب‌پذير نيست برمي‌گردد و در کشور ما به آن صورتي كه احزاب در كشورهاي دموكراتيك رشد مي‌كنند و برنامه مي‌دهند و قدرت را بدست مي‌گيرند و در مقابل هم پاسخ‌گو هستند نيست‌؛ خصوصاً در استان ايلام كه بصورت سنتي رفتارهاي سياسي را انجام مي‌دهند اين تشكل‌ها و احزاب نيستند كه حرف اول را مي‌زنند بلكه افراد و محافل هستند که همه کاره شده اند؛ محافلي كه فقط در مواقعي كه منافع آنها اقتضا مي‌كند وارد تفكرگرايي مي‌شوند و ازآن دم مي‌زنند و وقتيكه كمي به آنها فشار آمد از كار سياسي دست مي‌كشند‌.
پيشنهادي هم براي رفع اين معضل به ذهنتان  مي‌رسد؟ مثلاً افرادي داريم در دولت اصلاحات 8 سال مدير بوده‌اند اما در تريبونها به اين افتخار مي‌كنند كه عضو هيچ حزب و گروهي نيستند! ولي مثلاً خودشان را اصلاح‌طلب مي‌نامند. چرا به اين صورت است‌؟ مگر نه اينكه يكي از مولفه‌ها و اهداف اصلي اصلاحات نهادينه‌كردن تحزب در سطح جامعه است؟ چرا  برخي مديران اصلاحات از اين موضوع ابا دارند‌؟ چرا نمي‌پذيرند كه يكي از كاركردهاي اصلي حزب، مديرسازي و تربيت نيرو براي اداره بهتر جامعه در قالب قدرت مشروع است‌؟ و بايد از كانال حزب عبور كرد تا به مديريت توانمند و موفق رسيد‌؟
نكات زيبايي را اشاره كرديد‌! يكي از اساس‌ترين مشكلاتي كه متوجه اين‌جور افراد است اين است که احساس مي‌كنند نكند وارد حزبي شوند و اين حزب با تغيير دولت متبوع به دولت مخالف و يا رقيب  به حزب خارج از قدرت تبديل شود و آنها هم فرصت‌هايي را از دست بدهند! برخي افراد براي آنكه آن فرصتها را در درون هر دولتي داشته باشند نمي‌خواهند خود را بعنوان افراد حزبي در جامعه‌ نشان بدهند و نمايان سازند؛ به همين خاطر دوست دارند در كنار گود همچنان از منافع هر دولتي استفاده كنند‌.
اجازه بدين اسيب ديگر اصلاحات را اينچنين بيان کنم: اگر مردم بفهمند مباني برنامه ريزي اقتصادي در درون نگاه و نوع رفتارهاي سياسي شكل مي‌گيرد قطعاً بر ضرورت تقدم توسعه سياسي بر توسعه اقتصادي آگاه خواهند شد و بعنوان افراد جامعه در جهت‌پذيرش و تقويت فرهنگ حزبي گام برخواهند داشت؛ در اين زمينه نيز اصلاحات كاركرد مناسبي نداشت و نهادهاي مدني آنچنانکه بايد و شايد تقويت نشد‌ و چون پايه اصلاحات بر روي مسائل سياسي بنا نهاده شده است اين مهم در جامعه به سردي و كاستي گرائيد و همين باعث وارد آمدن آسيب ديگري بر پيکر اصلاحات شد‌.
پس در واقع مخاطبان اصلاحات بيشتر نخبگان بودند و صداي اصلاحات در بين عوام طنين‌انداز نشد‌؟
دقيقاً مطلب خوبي را اشاره كرديد‌. من اين را يادداشت كرده بودم كه بگويم و آن اينكه ما در اين دوره به بدنه و لايه‌هاي مختلف اجتماع نفوذ نكرديم و متصل نشديم كه دلايل مختلفي هم داشت و يكي از دلايل اصلي آن هم اين بود که روشنفكران ما به ارتباط با لايه‌هاي اجتماعي عادت نكرده‌اند و اين تمرين را نداشتند و متأسفانه ما انديشه‌هاي سياسي را وارد اجتماع نكرديم و آنها همچنان احساس مي‌كنند كه مشكل آنها اقتصاد است و نه مسائل سياسي‌. آسيب ديگر اصلاحات در استان‌، عملكرد برخي از مديران اصلاحات بود. شما اگر دقت داشته باشيد بسياري از مديران دوره اصلاحات با زد‌ و بندهاي غيردموكراتيك وارد جرگه‌ي اصلاحات شدند‌، هيچ تعهدي نسبت به مباني و شعارهاي اصلاحات نداشتند و فقط تنها هدفشان گرفتن مقامي بود كه بهش رسيدند و پس از ان اهداف اصلي دولتي را که در ان به مديريت رسيده بودند را فراموش کرده و البته به فراموشي سپردند!
شايد همين‌جا ضرورت بحث بنده از قبل مشخص مي‌شود‌ که شما وقتي از ميان حزبي نسبت به انتخاب مدير اقدام مي‌كنيد خود همين حزب در واقع ترمزي خواهد بود براي كنترل رفتار مدير و گوشزدي به آن در جهت پايبندي به تفكري كه مدير آن شده است‌؟چه‌جور شد كه مديران ما پايبند به اخلاق و مباني اصلاح‌طلبي نبودند و بيشتر به نگه‌داشتن مديريتشان فكر مي‌كردند‌؟
يكي از دلايل اصلي اين بود که معمولاً مدير كلان استان از بين افراد رده‌ي پايين و لايه‌هاي آخر و نزديك به طيف اصلاحات مديران را انتخاب مي‌كردند به دلايلي كه همه مي‌دانيم؛ از جمله در استان ايلام فشارها و تنگناهاي زيادي براي تأييدشدن افراد اصلاح‌طلب واقعي كه مي‌خواستند مدير شوند وجود داشت و مضايقي كه ايجاد مي‌شد باعث مي‌شد راه براي افراد چند چهره باز شود و فرصت مناسبي براي آنهايي باز شد كه چون هيچ فعاليت اصلاح‌طلبانه‌اي نداشته و دردي از اصلاحات نكشيده يا نچشيده بودند و پرونده‌اي هم نداشتند و پرچم‌سبزي براي جناح مقابل بودند و به راحتي تاييد مي‌شدند و به اصطلاح خودشان ميانه و معتدل بودند‌.
راديکال و معتدل يعني چه‌؟ شما هم اين تقسيم‌بنديهاي ساختگي را قبول داريد‌؟ و آيا اصلاح‌طلبان هم آنرا را پذيرفتند‌؟
اين يكي از مباحث داغ آنروزها بود‌. از همان روزهاي اول پس از دوم خرداد با يك شگرد خاص و روان‌شناسانه جناح مقابل تكرار مي‌كرد كه »بله، فلاني معتدل و فلاني راديکال و تندرو است« و خيلي هم راحت به گوش مديران عالي اصلاحات مي‌رسيد و عملي هم مي شد خصوصاً در ايلام‌. بنده هم هيچ اعتقادي به اين تقسيم‌بندي ندارم و اين دامي است كه جناح رقيب گسترانده تا اصلاحات را از مغز و پايه و اساس آن كه اصلاح‌طلبان واقعي هستند تهي كند تا سكانداري اصلاحات را به دست برخي فرصت‌طلب كه سرسپرده خودشان هستند بسپارند‌.
خود شما از افرادي نبودين كه تحت عنوان برچسب راديكال منزوي شديد؟
چرا ولي ما در تريبونهاي مختلف، بيشتر اهداف اصلاحات را در اين‌8 سال گفتيم.
با وجود تحصيلات، تخصص، تجربه و فعاليتهاي شما در جبهه اصلاحات حق شما بود که حداقل به عضويت هيئت علمي دانشگاه در بياييد؟ گويا اين هم نشد؟
متاسفانه باز برمي‌گردد به مشكلاتي كه قبلاً گفتيم و آن هم حضور بسياري از فرصت‌طلبان سياسي كه در حوزه مديريت جاي بسياري از اصلاح‌طلبان واقعي را كه هم ظرفيت مديريتي و هم شايستگي داشته را گرفتند و به هر حال خدا را شاكرم كه اصلاح‌طلب هستم و اصلاح طلب ماندم اما اصلاح‌طلب دولتي و بدتر از آن فرصت‌طلب نشدم‌!
جز مواردي که ذکر شد آسيبهاي ديگري به ذهنتان مي رسد؟
آسيب ديگر كاركرد غلط سياسيون بود‌. مثلاً ما در دوره‌ي اصلاحات، آقاي حيدري‌زادي را بعنوان نماينده انتخاب كرديم اما رويكرد ايشان بعنوان نماينده مردم چگونه بود‌؟ متاسفانه ديديم رويكردي قبيله‌گرايانه را در شكل اصلاح‌طلبانه نشان داد و بيشتر مديران كساني بودند كه از ناحيه‌ي ايشان تعيين مي‌شدند و حداقل وابستگي جغرافيايي و قبيله‌‌اي با ايشان داشتند‌.
الان در مقطعي ديگر و پس از 4 سال دوري از قدرت، اولويت برنامه هاي اصلاح طلبان در آستانه انتخابات دهم رياست جمهوري را چگونه تبيين مي کنيد؟
بايستي يك بازنگري در رفتارهاي اصلاح‌طلبان در استان صورت بگيرد و همه به اين بيانديشيم كه مقصدي مشترك و متعالي به نام اصلاح‌طلبي داريم و در اين موقع حساس هرگونه خود‌محوري و خودحركتي از ناحيه‌ي هر اصلاح‌طلبي به زيان اصلاحات تمام خواهد شد و غيرقابل قبول است‌. همه‌ي احزاب، گروهها و همه‌ي اصلاح‌طلبان اين حق را دارند كه خود را صاحب اين آمال متعالي بدانند و اصلاحات مال همه است و هر‌گونه اختلاف و چند‌گانگي به ضرر همه است بخصوص اينكه اين پتانسيل در استان وجود دارد كه انشاءا... بشود در آينده از ظرفيت سياسي استان به نفع اصلاحات براي انتخاب كانديداي اصلاح طلبان بهره گرفت‌. معتقدم كه ما درجبهه‌ي اصلاحات بايد به يك نفر فكر كنيم البته شخص زياد مهم نيست ولي يكه و تنها بودنش مهمتر است حالا اگر جناب آقاي خاتمي بيايند بسيار عالي خواهد بود و يقيناً اميد پيروزي بالا خواهد رفت‌.
آيا كسي که داعيه‌ي اصلاح‌طلبي و »خاتمي‌دوستيش« در گذشته گوش آسمان را كر کرده و سالهاي سال مدير اصلاحات بوده اما از زدن امضاء به پاي يك درخواست و دعوت ساده از خود خاتمي جهت حضور در انتخابات رياست جمهوري به دلايل محافظه کارانه امتناع مي‌كند در اردوگاه اصلاح‌طلبان قرار مي گيرد؟
نه، اينها همان پسمانده‌هاي فرصت‌طلبان هستند كه به اسم اصلاحات وارد مديريت اصلاحات شدند الان باز در حال رصدكردن مواضع و مواقع سياسي كشور هستند و فكر مي‌كنند نكند يک روزي اين اتفاق براي اصلاحات نيفتد كه دوباره به عرصه مديريت اجرايي برگردد پس بايد جانب احتياط را داشته باشند؛ اينها همان افراد فرصت‌طلب و حسابگري هستند كه در هرموقعي منافع و مصالح خود را دنبال مي‌كنند نه مصالح اصلاحات. به نظر من اينها بايستي براي جامعه‌ي فعلي ايلام شناسانده شوند البته اينها را همه مي‌شناسند و به تعهدات ضعيف و نيم بندشان به اصلاحات آگاهند و من فكر مي‌كنم بايد در فرصت‌هاي مختلف وجود واقعي آنها را افشا كرد تا حداقل درسي شود براي كساني كه از اين به بعد منتظر سوء استفاده از اصلاحات هستند.
 بحثي كه در روز‌هاي اخير سوالاتي را بوجود آورده است و ما با دعوت از نمايندگان آنها خصوصاً آقاي احمدي سعي کرديم با حضور آنان مسئله را پيگيري کنيم اما به دلايل بي‌دليلي!!! در جلسه حضور نيافتند تشكيل شعبه ايلام ‌بنياد باران(آزادي‌، رشد وآباداني ايران‌) است نظرتان در اين‌باره چيست‌؟
آقاي احمدي و ديگر برادراني كه در اين بنياد شروع بكار كرده‌اند از دوستان اصلاح‌طلب ما هستند و اكثريت آنها به نوعي در دوران اصلاحات و خصوصاً  چند سال اخير فعاليت كرده‌اند؛ معتقدم بنياد باران قبل از آنكه بنياد باران باشد بنياد خاتمي است چون به نام ايشان است و مسئوليت آن بر عهده‌ي شخص ايشان است؛ وقتي اسم خاتمي مطرح باشد خيلي كار فراگيرتر از آن است كه عده‌اي از دوستان اصلاح‌طلب ما بخواهند بدون دعوت و هماهنگي با بقيه‌ي اصلاح‌طلبان اين بنياد را در استان ايلام شكل بدهند. نفس حركت شكل‌گيري بنياد بعنوان يك نهاد مدني بسيار عالي است اما نحوه‌ي شكل‌گيري بسيار ضعيف و خيلي عجولانه صورت گرفته است‌. چرا كه معتقدم همه‌ي اصلاح طلبان كه كم هم نيستند حق دارند در يك جمع فراگير نسبت به چگونگي بناي اين بنياد در استان نظر دهند و متاسفانه دوستان ما عجله كردند و بدون آنكه با بقيه‌ي دوستان بصورت دموكراتيك مسئله را شكل دهند‌ مخفيانه کارها را انجام داده اند.
پيشنهاد شما به شكل‌دهندگان اين نهاد در استان چيست‌؟
من از دوستان اصلاح‌طلب خودم در بنياد باران مي‌خواهم كه ان‌شاءا... در يك جلسه فراگير و گسترده با حضور همه‌ي اصلاح‌طلبان قبل از اينكه ما به انتخابات وارد شويم اين موضوع را حل و فصل نمايند.
اگر چه بنده زياد اعتقادي به تركيب‌بنديهاي منطقه‌اي و جغرافيايي ندارم اما سوالي كه در مورد تركيب باران مطرح است اين است كه چرا دو نفر ازيك خانواده و يا چند نفر از يك روستا و يا چندين نفر از يك منطقه در تركيب باشند اما برخي از مناطق هيچ‌گونه نماينده‌اي در اين بنياد نداشته ‌باشند‌؟ ما كه شعار افزايش سهم و حقوق زنان را مي دهيم حتي يك نفر خانم در تركيب بنياد باران نمي‌بينيم‌؟
كاش اين دوستان در اينجا حاضر بودند و به اين سوالات پاسخ مي‌دادند اما باز هم تكرار مي‌كنم اگر دوستان ما در بنياد باران به رفتار دموكراتيك تن ندهند مطمئناً در آينده به اشكال برخواهند خورد چون همين رفتارهايي را كه امروز انجام مي‌دهند بعدها متوجه خودشان خواهد شد‌. دوستان عزيز نبايد بپذيرند كه در تفکر اصلاح‌طلبي اين رفتار اصلاح‌طلبانه است بلكه اين رفتار عين انحصار‌گرايي است و هيچ‌گاه اگر به انديشه‌شان رجوع كنند آنرا نخواهند پذيرفت!! البته چون در اين مبحث، به نوعي نگاه به مديريت آينده استان است از همين الان خيز برداشته و خواسته يا ناخواسته نوعي روح قبيله گرايي بر آن حاکم است!
دانشجويان و جنبش دانشجويي اگرچه دل خوشي از محدوديتها و موانعي که توسط دولت نهم براي فعاليتهاي آنها ايجاد شده است ندارند اما در عين حال سوالات و نظرات انتقادي زيادي از اصلاح طلبان دارند؛ نظر شما در مورد اين جنبش و تعامل آن با اصلاح طلبان چگونه است؟
يكي از مباحثي كه خيلي به آن بي‌توجه بوديم بحث جنبش دانشجويي و دانشگاه بود‌! متاسفانه در همان اوايل ما از انرژي خوب دانشجويان در جريان اصلاحات استفاده كرديم و پس از آن آنها را رها كرده و در مواقعي هم براي شارژ مجدد اصلاحات به سراغ آنها مي‌رفتيم‌ و در بيشتر مواقع به اين نيروهاي توليدكننده‌ي فكر و انديشه بي‌توجه بوديم و در استان ايلام هم كه خيلي از نيروهاي فعلي احزاب از درون دانشگاه رشد كرده اند هم اين قضيه كاملاً مصداق پيدا مي كند‌ كه بخشي به دليل عملكرد ناصواب مديريت دانشگاه در مواقعي بود و بخش اعظم آن هم ناشي از فشارهاي كلي و ملي بود كه بر دانشگاه وارد شد و اگر دقت كنيم آن مشابه‌سازي و جريان هاي موازي كه براي جنبش دانشجويي درست شد مشكلاتي را براي آن ايجاد كرد‌ اما خوشبختانه تفكري كه در راستاي منفک كردن جنبش دانشجويي از تفكر اصلاح‌طلبي بود به اين نتيجه نرسيدند و هم اكنون اگرچه با ‌داشتن‌ برخي انتقادها اما دانشجويان همچنان حاميان و مولدان تفكر اصلاح‌طلبي هستند‌.
در پايان، سوالي که اين روزها خيلي‌ها به دنبال پاسخ آن هستند: آيا به نظرتان آقاي خاتمي بالاخره خواهند آمد؟
معتقدم آقاي خاتمي هم مثل ما فكر مي‌كنند‌؛ اگر ايشان به اين نتيجه برسد كه مي‌تواند جواب سوال‌هاي بي پاسخي كه در گذشته در ذهن جامعه مانده را بدهند و همچنين سوالاتي نيامده كه در مورد آينده و امكان عملي بودن برنامه‌هاي اصلاحي در جامعه وجود دارد را بدهند قطعاً حضور خواهند يافت‌؛ بخصوص در بُعد اقتصادي و اينکه به اين نتيجه برسد مشكلاتي كه در طول اين چند ساله ايجاد شده را مي‌تواند اصلاح بنمايد احتمال حضور ايشان افزايش خواهد يافت‌.
اگر ناگفته‌اي باقي مانده است لطفاً بفرماييد‌؟
از شما و همکارانتان در نشريه وزين شکوه آزادي بواسطه حرکت به سمت روزنامه نگاري حرفه اي تشکر مي کنم. نکته اي که بايد ابتدا مي گفتم را در فرصت پاياني ذکر مي کنم: ما براي ساختن ايران راهي جز حركت مردم سالار و دموكراتيك نداريم و اعتقاد دروني ما بر اين است كه نه نگاه به بيرون مي‌تواند ما را سعادتمند كند و نه نگاه بسته‌ي دروني مي‌تواند جامعه‌ي ما را به اهداف متعالي انقلاب اسلامي نزديك کند و توصيه‌ي من به كساني كه به روشهايي غير از اصلاح گري مي‌انديشند اين است كه تفکر و جرياني که ايران را به سعادت و اباداني نزديک خواهد کرد جريان اصيل اصلاح طلبي است.

چاپ شده در هفته نامه شکوه آزادی، شماره ۱۴۱، ۲ دی ۸۷

  نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 0:49  توسط مجید بگ نظری  | 

استراتژي پيشنهادي به اردوگاه اصلاح‌طلبان در جهت رسيدن به اجماع
نقد دروني؛ وحدت بيروني!

در حاليكه قريب‌180 روز تا انتخابات رياست‌جمهوري دهم باقي مانده است‌؛ اكثريت جريان‌ها و احزاب سياسي كشور از ماهها پيش، نظرات و عقايد مختلف خويش را در اين مورد با عناوين و مضامين مختلف‌، متنوع و گاهاً متضاد اعلام نموده‌اند‌‌. اگرچه دو جريان و جناح سياسي كشور؛ يعني اصلاح‌طلبان و اصولگرايان گاهاً اردوگاه مخالف را به تشتت و انشقاق در صفوف و به اجماع نرسيدن آنها تفسير مي‌نمايند اما جريان اصولگرا به دليل داشتن تريبون‌ها و رسانه‌هاي مختلف اعم از ديداري‌، نوشتاري و شنيداري و به يُمن سوارشدن بر تمامي اركان حاكميت در اين راستا بيشترين هجمه‌ها و اظهارنظرهاي رواني را بر اردوگاه اصلاح‌طلبان وارد مي‌نمايند‌. اصلاح‌طلبان كه شايد در طول ساليان پس از انقلاب اينچنين و بطور كامل و مطلق در بيرون از حاكميت به سر نمي‌برند نيز بواسطه‌ي اندك تريبون‌هاي باقي‌مانده‌ي خويش در تلاشند تا نه تنها به نحو مناسب در معرفي و دفاع از انديشه‌ي خويش بهره‌وري لازم را داشته باشند در مواردي نيز درصددند تا سيل هجمه‌هاي تبليغاتي و رواني مختلف كه هر لحظه هزاران بار عليه آنان در جامعه سراريز مي‌شود را بند نمايند‌. اصولگرايان به مدد تسلط بر رسانه‌هاي جور و واجور در تلاشند تا از طرُق مختلف و در زير رنگ‌ها و لعاب‌هاي زيبا و دلچسب براي عوام‌، خطوط حاكميت يكدست خويش را از چهار سال حداقل به‌8 سال يعني تا ‌4 سال ديگر ترسيم نموده و تداوم بخشند و از اين نظرگاه تحت عناوين مختلف اردوگاه اصلاح‌طلبان را بعنوان مكاني ناامن‌، درگير‌، ناسازگار با هم و در يك كلام متشتت كه هيچ‌گاه در آينده و خصوصاً در جريان انتخابات رياست‌جمهوري دهم به تفاهم و و‌حدت و همدلي نخواهند رسيد معرفي مي نمايند كه البته در پيش‌گرفتن اين شيوه براي جرياني كه به هر قيمتي در تلاش است تا سوار بر اسب قدرت، ميدان‌دار باشد طبيعي است و آنچه غيرطبيعي مي‌نمايد گاهاً بي‌اخلاقي و عبور از خطوط قرمز اخلاق اسلامي است كه برخي از اردوزدگان در اين جريان مرتكب آن مي‌شوند؛ اما سوال اساسي براي اردوگاه و اردوزدگان جريان اصلاح‌طلبي اين است: در اين شرايط كه به آرامي و پس از چهار سال تسلط اصولگرايان بر دولت و محك‌خوردن تجربه‌ي آنان در ميادين مختلف مديريتي‌، آينده‌‌اي اميدوار‌كننده مبني بر اقبال عالي مردم به اين جريان در حال روزن گشودن است چكار بايد كرد كه نه تنها اين روزنه‌ها در ابتداي راه مسدود نگردند بلكه آنها را تقويت نمود تا بلكه همين روزنه‌ها محمل و محفلي براي رساندن مايه‌هاي دلگرمي و اميد به درخت زخم‌خورده و رنجور اصلاحات و در نهايت شادابي و طراوت و سرسبزي آن گردند؛ روزنه‌هايي كه جز با وحدت‌، يكدلي و همكاري و همياري با يكديگر حيات آنها تداوم نيافته و چند‌دستگي و انشقاق و بي‌اطميناني، آفتي خطرناك و البته كشنده و مسدودگر براي آنها خواهد بود‌.
برخي از اردوزدگان اين جريان معتقدند براي زنده‌ نگه‌داشتن نام اصلاحات در جامعه بايد بي‌هيچ رعايت و مراعاتي تمامي عملكرد گذشتگان، فعاليتهاي كنوني و آتي جبهه‌ي خويش‌و خصوصاً حاكميت‌8 ساله‌ي دولت آن را در انظار و افكار عمومي و در مقابل چشم رقبا به انتقاد و خويشتن‌شناسي گرفت و بدون كمترين ملاحظه‌اي بر ناكامي‌هاي آن تاخت تا بلكه عبرتي گردد براي آيندگاني كه در اين اردوگاه سكني مي‌گزينند تا باز هم مرتكب اشتباهاتي كه پيشكسوتانشان در گذشته شده‌اند نشوند‌؛استدلال اين گروه آن است كه عدم آسيب شناسي واقعي جريان اصلاحات و قرارگرفتگان در اين جريان و خصوصاً رئوس آنان عامل اصلي و يگانه آفتي است كه اين جريان را به اين روز و اين شرايط گرفتار كرده است، پس بايد بدون كوچكترين درنگي در وادي نقد جريان اصلاحي گام نهاد‌؛ عده‌اي ديگر از معتقدان به اين جريان نيز درست در نقطه مقابل گروه اول نشسته‌اند و بارها چه آن هنگام كه در قدرت بودند و چه اكنون كه در خارج از آن به سر مي‌برند اعلام كرده و مي‌كنند كه نبايد با نقد جريان اصلاحات و به راه انداختن جريان‌هاي خودانتقادي به رقبا ميدان داده و به اصلاح گزگ در دست آنان بنهيم تا خيلي راحت و با چوبها و چماق‌هايي كه خودمان به دست آنها مي‌دهيم ما را از هر طرف برانند و راحت‌تر به هدف اصلي خويش كه همان ناكارآمد نشان دادن و منزوي‌كردن اين جريان اصيل است برسند‌؛ استدلال اين گروه آن است كه هرگونه خودانتقادي در نهايت به تضعيف روحيه‌ي نيروهاي خودي و تقويت قواي اردوگاه مقابل خواهد انجاميد‌؛ آن زمان كه در قدرت هستند از ترس رويگرداني مردم از خويش و رانده شدن از قدرت بوسيله‌ي تبليغات و سوءاستفاده جريان مقابل، خويش و ديگران را از  آسيب‌شناسي و يا هرگونه خودشناسي برحذر مي‌دارند و زمانيكه در خارج از قدرت به سر مي‌برند بنام جلوگيري از واردشدن فشارهاي مضاعف در هرگونه نقد و انتقاد را تخطئه مي‌كنند‌!
اگرچه نگارنده معتقد است كه طرفين موضوع هر كدام حق مي‌گويند اما متاسفانه بايد گفت كه هر يك از آنان فقط بخشي از حق را مي‌گويند و كمتر حاضر شده‌اند تا بلكه بحق بودن و حق داشتن و بِه‌گويي را در طرف مقابل جستجو نمايند‌. گروه اول بدان برهان حق مي‌گويند كه هر جريان، تفكر و مديريتي كه بدنبال بازبيني‌، آسيب‌شناسي و كنترل برنامه‌هاي اجراشده‌ي خويش و در نهايت اصلاح و رفع اشكالات آن نباشد آگرچه شايد در مقاطعي بر جاده كاميابي حركت نمايد اما قطعاً اين كاميابي‌، مقطعي و كوتاه‌مدت بوده كه در نهايت با كوچكترين لغزش و ايرادي به ناكامي بدل خواهد شد‌؛ گروه دوم نيز از آن جهت حق مي‌گويند كه جريان رقيب؛ يعني اصولگرايان از كوچكترين و يا كمترين اشتباه و يا نقص سيستم اصلاح‌طلبي در بوق و كرنا دميده و در پي ضربه‌زدن بر پيكره‌ي آن برمي‌آيند و شايد هم صرفاً از اين راه به نوايي برسند‌ و يا رسيدند! باز هم سوال ديگر مطرح مي‌شود كه: چگونه مي‌توان بين دوطرف مذكور جريان اصلاحات اتحاد و همدلي ايجاد نمود‌؟ اگرچه شايد براي پاسخ به اين پرسش بتوان راههاي مختلفي را چاره‌جويي نمود اما آنچه به ذهن نگارنده مي‌رسد اين است كه بايد گفت و تأكيد كرد هر كدام از طرفين اين موضوع بخشي از حقيقت را در نزد خويش دارند كه اتفاقاً بخش تكميل‌كننده و متكامل آن در نزد طرف مقابل مي‌باشد‌. براي تأمين نظر گروه اول راه حل پيشنهادي در جهت تقويت همدلي و وحدت در بين اصلاح طلبان اين است كه بايد به آسيب‌شناسي و خودانتقادي جريان اصلاحات روي خوش و چراغ سبز نشان داد؛ همچنانكه در جهت تاييد نظر گروه دوم نيز قيدي بدين شرح را بدان افزود»مشروط بر آنكه اين آسيب‌شناسي‌ها اولاً در درون خانواده اصلاحات و محافل و مجالس اصلاح‌طلبي صورت گيرد و ثانياً در حد توان و امكان با تكيه بر عقلانيت سياسي از طرح مسائلي جنجالي و تضعيف‌كننده‌ي اصلاحات خصوصاً در مقاطع حساسي چون انتخابات در بيرون و در جلوي چشمان رقبا پرهيز نمود‌«؛ يعني به زبان ساده‌تر اصلاح‌طلبان بايد دعواها و گِله‌گذاري خويش را چه به حق و چه ناحق در درون خانواده‌ي خويش انجام دهند و در بيرون از خانواده و در انظار رقبا تمام تلاش و توان خويش را در جهت افزايش همدلي و همكاري بكار گيرند؛ شايد با اتخاذ اين روش كه آنرا بعنوان يك استرات‍ژي بلند مدت كه تاريخ مصرف آن در دوره‌هاي متوالي باشد تحت عنوان»نقد دروني؛ وحدت بيروني« به دوستان همفكرم پيشنهاد مي‌دهم هم بتوان از خويش عافل نشد و نقوص و ايرادهاي پيشين را شناسايي و بموقع رفع نمود و هم آنكه رقيب را در رسيدن به آرزوي خويش كه همانا بر هم زدن برادري و اجماع اصلاح‌طلبان مي‌باشد ناكام گذارد! اگر چه بهتر است تمامي حاضران در اردوگاه اصلاح‌طلبي بيش از گذشته سعه‌ي صدر و تحمل انتقادهاي دروني را نيز در درون خويش بسط و گسترش دهند. 
البته در پايان متذكر مي‌گردد كه نقد موضوع »فرصت‌طلبان سياسي« كه اتفاقاً در مقاطع گوناگون و در جريانهاي سياسي شاخص كشور اعم از اصولگرا و اصلاح‌طلب حضور داشته و مانعي بزرگ در راستاي نهادينه‌شدن فرهنگِ واقعي تحزب و تفكرگرايي مي‌باشند از قائده‌ي فوق مستثني مي‌باشد‌.

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 9:57  توسط مجید بگ نظری  | 

سخنگو جبهه مشارکت استان تشریح نمود

نگاهی گذرا به فعالیتهای سه ساله جبهه مشارکت استان ایلام

سخنگو جبهه مشارکت استان ایلام در حاشیه مراسم اخیر اصلاح طلبان استان با عنوان«انتخابات ریاست جمهوری دهم؛ وحدت و یکدلی» در گفتگو با خبرنگاران رسانه های گروهی فعالیتهای صورت گرفته توسط این جبهه در سه سال گذشته را تشریح نمود.

مجید بگ نظری با اشاره به اقدامات صورت گرفته در دوره جدید فعالیتهای این جبهه در استان اظهار داشت: جبهه مشارکت استان ایلام دور جدید فعالیتهای خود را پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم در سال 84 و پس از آنکه اکثریت اعضای سابق آن به دلایل مختلف از استان عزیمت نمودند با حضور جوانانی فعال که دارای سوابق تشکیلاتی و گروهی بودند را آغاز نمود؛ جبهه در همان ابتدا هدف اصلی خویش را بر گسترش کار تشکیلاتی حزب در استان، افزایش کمی و کیفی نیروها، تربیت، آموزش و تزریق نیروهای جدید به بدنه حزب متمرکز نمود که بحمدالله پس از گذشت سه سال و علیرغم مشکلات و موانع مختلف امروز توانسته است به سطح قابل قبولی در دستیابی به مولفه های حزبی دست یابد.

ایشان مشکلات مالی و اقتصادی را مهمترین مانع بر سر راه فعالیتهای حزب عنوان نمود و گفت: مثلا یکسال اول فعالیت حزب به دلیل مشکلات مالی در دفتر کار یکی از همفکران برگزار می شد که پس از آن با تلاشها و برنامه ریزیهایی که توسط دوستان شورای مرکزی صورت گرفت توانستیم از محل دریافت حق عضویت اعضا و برخی کمکهای مالی هواداران و بدون دریافت کوچکترین کمک مالی از دفتر مرکزی از دوسال پیش نسبت به اجاره یک ساختمان با زیربنای چهارصد متر مربع و با امکانات و تجهیزاتی مانند یک سالن اجتماعات، سه اتاق مستقل برای فعالیت کمیته ها و شاخه های حزب، میز و صندلیهای میزگرد و همایش، یکدستگاه کامپیوتر و متعلقات آن و ... اقدام کنیم که خوشبختانه در مدت این دو سال توانسته ایم مکانی تقریبا مناسب را برای برگزاری جلسات، همایشها و مراسمات جبهه و همچنین سایر دوستانمان در احزاب و تشکلهای اصلاح طلب استان فراهم آوریم.

بگ نظری، کارنامه ی جبهه مشارکت استان را در زمینه گسترش کار تشکیلاتی موفق ارزیابی نمود و تصریح کرد: علیرغم آنکه قبل از شروع فعالیتهای دوره جدید جبهه در هیچکدام از شهرستانها بطور رسمی دارای شعبه نبودیم اما با زحمات تمامی دوستان شورای مرکزی و خصوصا کمیته های امور شهرستانها و تشکیلات حزب، هم اکنون پنج شهرستان استان دارای حوزه حزبی با مجوز رسمی می باشند و دو شهرستان دیگر نیز صدور مجوز آنها در دست اقدام  وپیگیری است؛ همچنین تمامی کمیته ها و شاخه های حزب در حال فعالیت هستند و جلسات شورای مرکزی در این سه سال بطور مرتب هر هفته یکبار برگزار گردیده و کمیته های مختلف حزب هرکدام با برنامه ای منسجم در یک روز از هفته در دفتر حزب جلسه دارند که با توجه به پرونده های موجود در کمیته تشکیلات حزب بالغ بر 200 نفر در رده های مختلف تشکیلاتی این حزب در استان مشغول فعالیت رسمی می باشند.

وی ادامه داد: برگزاری کارگاههای آموزشی در زمینه های مختلف، حضور فعالانه و اثرگذار در کمیته ها و کنگره های مختلف جبهه در سطح کشور، برگزاری چندین مراسم و همایش استانی با محوریتهای گوناکون و با حضور اصلاح طلبان استان و سخنرانانی از مرکز، برگزاری سالانه و هرساله مراسم افطاری ماه مبارک رمضان و شب یلدا، صدور و انتشار بیانیه هایی با موضوعات مختلفی مانند صدور بیانیه در خصوص سفرهای استانی هیئت دولت؛ صدور بیانیه در مورد وضعیت فضای شهری شهر ایلام؛ صدور بیانیه در مورد انتخابات مجلس هشتم و جریان ردصلاحیتها و ... از دیگر فعالیتهای انجام گرفته توسط این جبهه در استان می باشد. 

سخنگو جبهه مشارکت استان در پایان ضمن ابراز امیدواری برای کاهش موانع فعالیتهای حزبی و تشکیلاتی در استان بیان نمود: خوشبختانه جناب آقای افشین کریمی ریاست محترم جبهه در استان نیز در کنگره اخیر حزب بعنوان عضو کمیته سیاسی جبهه مشارکت کشور انتخاب گردیدند.  

 

  نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 21:56  توسط مجید بگ نظری  | 
صفحه اصلی > سرویس چهره ها چه می‌گویند؟
تاریخ انتشار: ١٧ مهر ١٣٨٧، ١٢:٨
کد خبر: ٧٥٩
مجموعه ی «اولین های احمدی نژاد» کامل خواهد شد!

مجید بگ نظری*: محمود احمدی نژاد را شاید بتوان یکی از دولتمردان نظام دانست که در طول تسلطش بر کابینه دولت نهم توانست جزو معدود کسانی باشد که بسیاری از «اولین ها» که قبل از او اتفاق نیفتاده بود را به ثبت برساند؛ مختصراً چند نمونه از این رکوردزنیها  را ذکر و در نهایت، مهمترین و شاید حساسترین رکوردزنی وی که پیش بینی می شود اختتامیه ای بر تمامی آنها باشد و کلکسیون اولین های وی را تکمیل نماید اشاره خواهد شد:

* احمدی نژاد اولین رئیس جمهور غیرمعمم بود که توانست بخش اعظمی از طول دوران 4 ساله ریاست جمهوری را علیرغم چالشهای فراوان و ناکامیهای غالباً خودخواسته بگذراند و هم اکنون نیز خویش را آماده دور بعدی انتخابات می کند تا بلکه چهار سال دیگر بر کرسی ریاست قوه مجریه تکیه بزند؛ بنی صدر، اولین رییس جمهور غیرمعمم ایران، صدور رأی عدم کفایتش توسط مجلس در تاریخ 31خرداد60 ، مُهر «پایان» را بر پرونده ریاست جمهوریش در میانه راه و پس از گذشت قریب به یکسال و پنج ماه حک نمود و محمدعلی رجایی نیز با بمب گذاری منافقین در دفتر نخست وزیری در 8 شهریور 1360 در حالیکه کمتر از یکماه از ریاست جمهوریش نگذشته بود به شهادت رسید.

* احمدی نژاد اولین رییس جمهوری بود که توانست بدون کمترین واهمه ای مدیریت خویش را به مدیریت آقا امام زمان(عج) نسبت دهد و بطور رسمی در دیدار طلاب و روحانیون که از تلویزیون نیز پخش شد با طرح سوالاتی از این دست که:«قضیه دانشگاه کلمبیا مگر چیزی جز مدیریت امام زمان بود؟» تمامی اعمال، رفتار، شرح ماوقع و به زعم خویش موفقیتهایش در دانشگاه کلمبیا، بولیوی، نیویورک و ... را توجه و مدیریت خاص قائم(عج) معرفی نمود.

* احمدی نژاد  اولین رییس جمهوری بود که در زمینه های بسیاری سنت شکنی کرد؛ سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور را منحل نمود؛ مدیر سابق یک مدرسه غیرانتفاعی را پس از 22 سال از مدیریتش به مقام وزارت نصب نمود؛ اخیراً نیز مدرک دکتری وزیر کشورش جعلی از آب درآمد؛ عمر دوره های مدیریتی و امنیت شغلی مدیران را در سطوح بالا و پایین از وزیر گرفته تا آبدارچی را از چند سال به چند ماه و حتی چند روز کاهش داد؛ آنقدر وزیر و رییس بانک مرکزی و معاون سیاسی وزارت کشور و ... عوض کرد که فقط تغییر یک وزیر دیگر کافی است تا بلکه طبق قانون کابینه را برای گرفتن رأی مجدد راهی ساختمانِ نمایندگان بهارستان نشین کند.

* احمدی نژاد اولین کسی بود که در طول گذشت سه سال از ریاست جمهوری اش 4 بار به نیویورک رفت و در مقر سازمان ملل به سخنرانی پرداخت در حالیکه روسای جمهور قبل از وی بالاترین میزان حضورشان را با عدد 2 در طول چهار سال رکورد زده بودند.

* احمدی نژاد  اولین کسی بود که که رسماً و در فضایی امن و آرام از رابطه با ملت و البته دولت آمریکا سخن بر زبان راند و تحلیلگران سیاسی، سکوت و عدم موضع گیری حاکمیت و سران نظام در مقابل این حرکات ایشان را به نشانه چراغ قرمزی که برای اولین بار و فقط برای وی به« سبز» تغییر رنگ داده است ارزیابی می کردند؛ اولین رییس جمهوری که بارها و به صورت رسمی به ریاست جمهوری ایالات متحده نامه نوشت، اگر چه شاید هنوز هم منتظر برگشت پاسخ آنهاست!

* احمدی نژاد اولین رییس جمهوری بود که در طول چند ماه ابتدایی ریاستش بر قوه مجریه و پس از اجرای سیاست خارجی خاص خود، اکثر قریب به اتفاق ابرقدرتهای جهان، امریکائیها و کشورهای اروپایی را علیه ایران متحد نمود؛ و تاکنون و پس از گذشت 3 سال از عمر مسئولیتش باعث و بانی مهیا نمودن فضا برای گذراندن 4 قطعنامه از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه نظام جمهوری اسلامی ایران شده است؛ کاری که بسیاری از سیاستمداران کارکشته امریکایی و اروپایی در طی سالیان متمادی و با صرف هزینه های هنگفت نتوانسته بودند در اجرای آن کام بیابند!

* سخن کوتاه اینکه، محمود احمدی نژاد اولینهای بسیاری را در طول دوره ریاست جمهوریش در کابینه نهم به یادگار گذاشت که به راحتی می توان در مورد آنها کتابها نوشت و از وزارت ارشاد دولت نهم نیز مجوز انتشار آنرا نگرفت! اما مجموعه ی«اولینهای احمدی نژاد» یک چیز را کم دارد تا بلکه آخرین صفحات آن نیز تکمیل گردد؛ احمدی نژاد اولین رییس جمهوری در طول انقلاب اسلامی خواهد بود که کابینه اش پس از گذشت 4 سال از طرف مردم «نه» خواهد شنید!!! و جواز ادامه فعالیت وی برای دوره ی دوم تمدید نخواهد شد؛ «اولینی» که قطعیت یافتن آن در تاریخ مذکور به عاملی بسیار مهم؛ یعنی حضور سیدمحمد خاتمی در عرصه انتخابات بستگی دارد.

  نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 9:51  توسط مجید بگ نظری  | 

مجید بگ نظری، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ایلام:

 

لزوم حمایت دانشجویان دموکراسی خواه از سیدمحمد خاتمی

 

اگر چه جنبش دانشجویی در ایران در کمتر مواقعی حاضر به قرار گرفتن در جایگاه قدرت بوده و آرمان گرایی و ایده آل نگری از خصیصه های بارز آن است و در چند دهه اخیر نیز به نحو پررنگتری یکی از پرچمداران جنبش مردمسالاری و دموکراسی خواهی در ایران بوده است اما متأسفانه در موقعیتهای بسیار اندک و معدودی، از زمینه ها و ابزارهای لازم برای جامه ی عمل پوشاندن به این خواست خطیر و مهم خویش؛ یعنی «دموکراسی خواهی» برخوردار بوده است؛ چرا که در بسیاری از موقعیتها و هنگامه ی بر مسند قدرت قرار گرفتن دولتهای مختلف، کمتر دولتمردانی امکانات و فضای مناسب را برای رشد، بروز و ظهور این جنبش فراهم نموده اند؛ برخی از این دولتها به دلیل اعتقادی که به نقش راهبردی این جنبش در مسایل مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی داشته و به نحوی نیز خویش را برآمده از خواست و تلاش و کوششهای این جنبش دیده اند نه به تمام و کمال بلکه در حد توان از مهیا نمودن حداقل امکانات برای موفقیت جنبش دانشجویی اصیل ایران فروگذار نبوده اند. اگر چه به قطع و یقین جنبش دانشجویی ایران را «دفتر تحکیم وحدت» علیرغم تمامی گرفتاریهایی که از آن رنج می برد نمایندگی می کند اما این جنبش ریشه دار به انحاء مختلف و در دولتهای مختلف کم و بیش مورد بی مهری قرار گرفته است. مهمی که بنده قصد پردازش آنرا در این مقال کوتاه دارم حمایتهایی است که توسط دولتمردان مختلف دولت هفتم و هشتم سید محمد خاتمی در اقصی نقاط کشور از این جریان بعمل می آمد.

درست به یاد دارم که در دوران ریاست جمهوری این سید بزرگوار، علیرغم تمامی گرفتاریها و مشکلاتی که برایمان پیش می آمد و یا احیاناً پیش می آوردند و هنوز هم در حال پرداختن هزینه های آن به انحاء مختلف می باشیم در راه رسیدن به اهداف اصلاحیمان از حمایتهای برخی از مسئولین اصلاح طلب برخوردار بودیم و حداقل اگر بنا به محدودیتهایی که برای این مسئولان در حمایت حق طلبانه از ما وجود داشت این عزیزان از درست کردن و ساختن پرونده های «هزار منی» برای دانشجویان اصلاح گر امتناع می کردند و بیشتر فشارهایی که بر دانشجویان در سراسر کشور وارد می شد معمولاً از بیرون از دانشگاه نشأت می گرفت که در برخی مواقع، دانشگاه نیز این آسیبها و گزندهای هدیه شده به دانشجویان را در حد توان و بر اساس واقعیتهای موجود دفع و یا تعدیل می نمود.

دقیقاً بخاطر دارم که اکثریت نشستهای منطقه ای و یا سراسری دانشجویان آزادیخواه و یا اعضای دفتر تحکیم وحدت با حمایت و همکاریِ قانونی مسئولین ذیربط برگزار می شد و علیرغم آنکه قبل از برگزاری این نشستها، امواج سهمگین تهدیدها و ترعیبها از طریق بیانیه های رنگارنگ گروههای مخالف روانه می شد و حتی در مواردی چماق به دستانِ دانش ستیز برای عملی نمودن خواسته های نامعقول خود هجوم می آوردند دانشجویان از طرف مسئولان مورد حفاظت و حمایت قانونی قرار می گرفتند. جز در این اواخر که البته بسیاری آنرا پس از طرح شعار «دوری از قدرت، نقادی آن و دیده بانی جامعه مدنی» توسط دفتر تحکیم می دانند اکثریت نشستها و دعوت از سخنرانان با موافقت دانشگاه ها برگزار می شد و اگر در مواردی هم دانشجویان مورد هتاکی و بی مهری قرار می گرفتند از طرف عوامل خارج از محیط دانشجویی و دانشگاه بود. و اگر بخواهیم به وضعیت دانشجویان در دوره صدارت سید محمد خاتمی اشاره کنیم باید بگوئیم که وضعیت دانشجویان و دانشگاهیان، ایده آل و باب میل نبود و حتی در مواردی نیز اعتراض دانشجویان را به دنبال داشت اما محیط دانشگاه، حداقل زمینه و شرایط نهادینه نمودن خواستهای اصلاحی دانشجویان را فراهم نموده و محیطی تقریباً امن را برای برگزاری نشستها و تریبونهای مختلف فراهم آورده بود و اگر هم به قول معروف به یکباره سیستم روشنایی و صوتی سالن آمفی تئاتری مختل می شد حداقل مسئولین دانشگاه دولت خاتمی از در اختیار قرار دادن سالن دریغ نورزیده بودند!

امروز که باز هم اندک ارتباطی با برخی از دانشجویان باقی مانده و برخی از اخبار را در سراسر کشور پیگیری می کنیم؛ نه تنها محیط داخلی دانشگاه، حامی دانشجویان اصلاح گر نیست بلکه در تعامل و همکاری بی سابقه با بیرون از محیط خویش، فضا و عرصه را بر اینگونه دانشجویان دگراندیش تنگ نموده است، ستاره های اعطایی وزارت علومِ دولت نهم شانه های دانشجویان اصلاح طلب و دموکراسی خواه را آنقدر خسته و سنگین نموده که امکان ادامه تحصیل و حضور آنان را در دانشگاه سلب نموده، اکثر انجمنهای اسلامی با طٌرق مختلف به تعطیلی و یا رکود کشانده شده اند، از آوردن سخنرانهای مختلف و برگزاری تریبونهای آزاد توسط تشکلها و دانشجویان اصلاح طلب خبری نیست و دولتمردان دانشگاهیِ دولت نهم علیرغم برافراشتن پرچمهای گفتگو و تضارب آراء و اندیشه بر سر در جیبهایشان، اندک اعتقادی به عملی نمودن خواست دانشجویان ندارند. امروز دیگر از برگزاری نشستهای چند هفته ای و اردوهای سالانه دانشجویان تحکیمی خبری نیست. البته اینها را نه از برای آنکه دفتر تحکیم وحدت که اخیراً نیز ورود به فعالیت در حوزه های فرهنگی و اجتماعی را نشانه رفته است به ورود به قدرت و محو شدن در آن وادار نمایم بیان می کنیم بلکه بدان جهت که این جنبش از حداقل امکانات و شرایط بسط و گسترش آرمانها و اندیشه های خویش در بطن دانشگاه و متن جامعه برخوردار باشد مجبور به ذکر آنان هستیم.

جنبش اصیل دانشجویی ایران نه از برای سهم خواهی در قدرت بلکه از برای بر سر کار آمدن دولتی که اگر حامی اهداف و برنامه های آنان نباشد حداقل، مخالف و مانع آن نباشد باید در مسیر آمدن دولتی اصلاح طلب، سایر اصلاح طلبان را همراهی نماید. اگر این لفظ بر دوستان عزیزم در جنبش دانشجویی سخت نیاید باید بگویم که اگر امکان موجودیت جنبشی مستقل با اهداف و برنامه های ایده الیستی وجود ندارد و اگر امکان حضور در قدرت برایمان غریب و تعریف نشده می نمایاند حداقل با دولتی اصلاح طلب به «همزیستی مسالمت آمیز» روی بیاوریم؛ همزیستی ای که برای غرص کردن نهال دموکراسی در ایران انتخاب می شود که البته بنا به دلایل مختلف که ذکر آنها را به مقال دیگر موکول می کنم سیدمحمد خاتمی بهترین گزینه برای غرص کردن این نهال مبارک می باشد(اگر چه این نهال بارهای بار در ایران کاشته شده ولی متأسفانه تا خواسته ریشه بدواند از خاک بیرون کشیده شده و یا بدون آنکه به آن آب و غذایی بدهند رها شده تا خشکیده شود) و منطقی تر آن است که دانشجویان دموکراسی خواه ضمن حفظ هویت و جایگاه واقعی خویش، از هر کوششی که موجد فضایی آزاد برای فعالیتهای قانونی آنان به لحاظ نسبی باشد و منجر به انتخاب کابینه ای معتقد به دموکراسی و اصلاحات که سید محمد خاتمی می تواند رییس شایسته ا ی  برای آن باشد دریغ نورزند.

 

  نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 2:31  توسط مجید بگ نظری  | 

خاتمی در میان دوجبهه بی رقیب است

 

از میان تمامی افرادی که برای کاندیداتوری ریاست جمهوری دهم نامشان به گوش می رسد هیچکدام به اندازه خاتمی شانس پوشیدن ردای ریاست جمهوری را ندارند

سخنگو جبهه مشارکت منطقه ایلام با بیان مطلب فوق اظهار داشت: آقای سیدمحمدخاتمی در صورت حضور قطعی در میدان انتخابات بنا به دلایل فراوان کسی یارای رقابت و یا احیاناً مقابله با وی را نخواهد داشت.

بگ نظری با بیان اینکه خاتمی در اکثر آزمونهایی که در چند دهه گذشته در آنها شرکت نموده است سربلند بیرون آمده و این از مهمترین امتیازاتی است که کمتر رقیبی از آن بهره مند است، اظهار داشت: خاتمی همواره در قلوب مردم ایران چه قبل از رییس جمهور شدن و چه پس از آنکه عنان اداره مملکت را به رییس جمهور بعدی سپرد از محبوبیت خاصی برخوردار بوده است و مهمترین راز محبوبیت وی اعتقاد واقعی و درونی به شعارها و حرفهایی همانند «جامعه مدنی»«آزادی بیان» « تحمل عقاید مخالف» و ... بود که همیشه در محافل و مجالس مختلف آنها را بر زبان رانده است؛ یعنی همیشه بین گفتار و رفتار ایشان هماهنگی و همسانی کامل وجود داشته است؛ اینطور نبوده در حالیکه وی و کابینه اش مدام از آزادی مطبوعات و رسانه ها دم بزنند در عمل از هیچ کوششی برای تعطیلی رسانه های منتقد دریغ نورزند!

ایشان با اشاره به امتیازات دیگری که فقط در سبد انتخاباتی سید محمد خاتمی وجود دارد تصریح کرد: علیرغم آنکه جناب ایشان توسعه سیاسی و ایجاد و گسترش نهادهای مدنی و حرکت به سوی جامعه ای شهروند محور را در اهداف و برنامه های انتخاباتی خویش به مردم وعده داد در طول 8 سال ریاست جمهوری به نحو مناسبی توانست در زمینه های اقتصادی همانند کاهش چشمگیر تورم، افزایش میزان اشتغال، کاهش بدهیهای خارجی ایران، افزایش میزان جذب سرمایه گذاری خارجی، تثبیت در قیمت کالاهای اساسی و ضروری و نهایتاً ایجاد و برقراری ثبات اقتصادی گام بردارد و امروز وضعیت به گونه ای برای مردم رقم خورده است که اکثر آنها دچار نوعی حس نوستالوژیک نسبت به دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی شده اند.

ایشان ادامه داد: دولت جناب آقای خاتمی در زمینه سیاست خارجی و روابط بین الملل آنچنان موفق عمل نمود که سطح مراودات و روابط جمهوری اسلامی ایران با کشورهای تراز اول و موفق دنیا در زمینه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، علمی، ورزشی و ... به نحو چشمگیری و البته با حفظ «اسلامیت» و «ایرانیت» جمهوری اسلامی افزایش یافت و ایرانیان داخل و خارج کشور از اینکه افکار، عقاید و اندیشه هایشان توسط دانشمندی فرزانه به دنیا عرضه می شود بر خویش می بالیدند و بساری از کشورهای دنیا ایران را بخاط داشتن چنین رییس جمهوری تحسین می نمودند و البته در  موارد بسیاری نیز بر این انتخاب اگاهانه ی مردم حسادت می ورزیدند.

وی افزود: از دیگر امتیازات بارز خاتمی، داشتن نیروهایی باتجربه و کارکشته که از اوایل انقلاب تاکنون با قرار گرفتن در مناصب و موقعیتهایی مختلف آبدیده شده و بصورت پلکانی رشد نموده اند در کنار خویش می باشد؛ این سرمایه های انسانی مدیریتی که در کوران حوادث و در موقعیتهای مختلف رشد یافته اند یکی از مهمترین امتیازاتی هستند که هیچ کس به اندازه ی خاتمی از وجود آنان چه به لحاظ کمی و چه به لحاظ کیفی برخوردار نیست.

بگ نظری ادامه داد: همچنین جهانیان و ایرانیان علاوه بر شناخت جنبه ی مدیریتی و اجرایی سید محمد خاتمی، ایشان را بعنوان اندیشمند و دانشمندی وارسته که همواره در میان جامعه شناسان، سیاستمداران و نظریه پردازان علوم رفتاری و علوم دینی جهان به تئوریهای ایشان استناد می شود می شناسند و در بسیاری از زمینه ها و در اقصی نقاط جهان از ایشان برای بیان نظریات و ایده های بلندشان دعوت بعمل می آید.

سخنگو جبهه مشارکت ایران اسلامی منطقه ایلام، از دیگر دلایل رأی آوری آقای خاتمی را محبوبیت وی در میان نیروهای جناح های مختلف کشور و حتی طیفی از اصولگرایان معتدل دانست و تأکید کرد: بسیاری از اصولگرایان علیرغم اینکه به دلایل تشکیلاتی و اینکه جناب آقای خاتمی در اردوگاه رقیب آنها یعنی اصلاح طلبان خیمه زده است از بیان درونیات خویش در تعریف و تمجید رسمی از موفقیتهای ایشان امتناع می ورزند اما از آنجاییکه منافع ملی و حفظ نظام و انقلاب را بر هر موضوع دیگری ترجیح می دهند و در بیانات غیر رسمی خویش وجود خاتمی را مایه ی سربلندی نظام می دانند قطعأ در روز 22 خردادماه 88 نام خاتمی را بر تعرفه های خویش می نویسند.

مجید بگ نظری در پایان تصریح کرد: حضور آقای خاتمی در انتخابات دهم، سیلی از آراء مردمی را به سمت جریان اصلاحات روانه خواهد کرد که هیچ کس و هیچ حرکتی توان آبیاری کردن و هدایت آن به سمت و سوی دیگری را نخواهد داشت و هر گونه اقدام تخریبی علیه ایشان در آن مقطع، همانند بیل به دست به کنترل و مهار سیل رفتن خواهد بود که قطعاً بیل به دستان نه تنها سیل را مهار نخواهند کرد بلکه در جریان قوی آب غرق خواهند شد. 

 

  نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 0:33  توسط مجید بگ نظری  | 

 

اصلاح طلبان استان ایلام افطاری عصر پنجشنبه دهم رمضان را مهمان جبهه مشارکت منطقه ایلام بودند

در ابتدای این مراسم افشین کریمی رییس جبهه مشارکت ایران اسلامی منطقه ایلام ضمن عرض خیرمقدم خدمت مدعوین اظهار داشت: قبولی طاعات و عبادات تمامی مسلمانان و خصوصاً همفکران و حضار بزرگواری که در این مراسم حضور دارند را از درگاه خداوند متعال آرزومندیم و امیدواریم در این ماه عزیز و پرفیض و برکت بتوانیم بیش از گذشته در راه خودسازی خویش و قدرشناسی نعمات مختلف و متنوعِ معنوی و مادی که حضرت احدیت به ما ارزانی داشته است گام برداریم و قطعاً رمضان، میدان و فرصت بسیار مناسبی برای شناخت و تعمیق هرچه بیشتر ارزشهای دینی، اسلامی و انسانی در جهان و بالاخص در کشورمان، جمهوری اسلامی ایران میباشد.

کریمی در ادامه با اشاره به اهداف برگزاری این ضیافت که چندین سال است توسط جبهه مشارکت ایران اسلامی منطقه ایلام درماه مبارک رمضان برگزار می گردد تأکید کرد: هدف اولیه و اولویت اول برگزاری این مراسم شکرگزاری جمعی دوستان و مومنانِ عزیز همفکر می باشد، همچنین فراهم آوردن فرصتی برای دیدار و کنار هم نشاندن همفکران اصلاح طلب در استان، تبادل نظر و صورت پذیرفتن گفتگوهای جنبی و غیررسمی در قالب گروههای کوچک در فضایی دوستانه و صمیمی حول مسائل مختلف و روز جامعه از دیگر اهداف برگزاری این مراسم است.

گفتنی است قریب به 200 نفر از شخصیتهای سیاسی اصلاح طلب استان، اعضا و دبیران احزاب و تشکلهای سیاسی استان از جمله سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی استان ایلام، اعتماد ملی، مجمع نیروهای خط امام- ره- انجمن اسلامی معلمان، انجمن اسلامی دانشگاه ایلام و ...  در این ضیافت حضور داشتند.

لازم به ذکر است این مراسم با مشارکت تمامی اعضا و هواداران جبهه مشارکت ایران اسلامی در منطقه ایلام و با تلاش کمیته های مالی، تشکیلات و اطلاع رسانی این جبهه در استان برگزار گردید.

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 14:17  توسط مجید بگ نظری  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM